۱۱ محدوديتي كه بدن دارد و نمي دانستيد!
1-بيشترين سرعت دويدن يك انسان چقدر است؟
2-چند ثانيه مي توان در شرايط خلأ دوام آورد؟
3-گنجايش مغز انسان چقدر است؟
4-تا كجا مي شود سرما را تحمل كرد؟
5-بدون آب و غذا هم مي شود زنده ماند؟
6-تا چه مدت مي شود نخوابيد؟
7-بدن انسان تا چه شتابي را تحمل مي كند؟
8-تا چه ارتفاعي مي توان نفس كشيد؟
9-بيشترين وزنه اي كه مي توان بلند كرد چند كيلوگرم است؟
10-چقدر تشعشع، انسان را مي كشد؟
11-چند دقيقه مي توان نفس را در سينه حبس كرد؟
برگرفته شده از وبلاگ كلاس درس در منزل:
http://4student.blogfa.com/post-77.aspx
بيشترين سرعت دويدن يك انسان چقدر است؟
شايد تا چند سال ديگر، فدراسيون جهاني دو و ميداني مجبور شود مسابقات دوي سرعت را براي هميشه لغوكند؛ چرا؟ چون ورزشكاران تنها يك دهم ثانيه با حد نهايت سرعت انسان فاصله دارند.
يك انسان در سريع ترين حالت نمي تواند ۱۰۰ متر را در ۹ ثانيه طي كند. در حال حاضر، ركورد جهاني مسابقات دوي سرعت در اختيار اوساين بولت است كه يكصد متر را در ۹٫۵۸ ثانيه طي كرده و كافي است كمي بيشتر تلاش كند تا سريع ترين مرد تمام تاريخ لقب بگيرد.
حالا اين عدد ۹٫۵۸ ثانيه از كجا آمده؟ سرعت يك دونده به نسبت قدرت و وزن او بستگي دارد. اگر ورزشكار ريزنقش باشد، وزن كمتري دارد و سريعتر شتاب مي گيرد؛ اما دست و پاهايش كوچكتر است و اين به نفع سرعت نيست. اگر بدن حجيم تري داشته باشد، دست و پاهايش بلندتر است و سرعتش هم بالطبع بيشتر مي شود؛ ا ما به انرژي و قدرت بيشتري نياز خواهد داشت. در عين حال نقطه اي بينابين وجود دارد كه همه اين عوامل به بهترين يكنواختي با يكديگر مي رسند و در همين حالت است كه حد نهايي سرعت به دست مي آيد.
چند ثانيه مي توان در شرايط خلأ دوام آورد؟
متاسفانه پاسخ دقيقي براي اين پرسش وجود ندارد. در سال ۱۹۷۱ سه كيهان نورد روسي فضاپيماي سايوز ۱۱ در حال بازگشت به زمين بودند كه در ارتفاع ۱۶۸ كيلومتري از سطح زمين، دريچه كنترل فشار كابين دچار نقص فني شد و براي ۱۱ دقيقه و ۴۰ ثانيه، فشار داخل كابين به صفر رسيد. بررسي مشخص كرد كه فضانوردان طي ۳۰ تا ۴۰ ثانيه اول فشار، به دليل افت شـديد اكسيژن در بافت هاي مغز، جان سپردند. دليلش هم ساده است؛ براي انتقال اكسيژن به بافت هاي مغزي، هم بايد اكسيژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!
البته اگر شرايط خلأ براي زمان محدودتري اتفاق بيفتد، مي توان جان سالم به در برد. در سال ۱۹۶۶ يكي از مهندسان ناسا مشغول آزمايش يك لباس فضايي در اتاقك خلأ بود كه ناگهان فشار اتاق به شرايط مشابه ارتفاع ۳۶٫۵ كيلومتري تغيير كرد و عملا به صفر رسيد! هرچند ديگر افراد، خيلي زود عكس العمل نشان دادند و فشار را در كمتر از ۳۰ ثانيه به حالت عادي برگرداندند، اما اين مهندس بعد از ۱۲ تا ۱۵ ثانيه از هوش رفت و ۲۷ ثانيه بعد به هوش آمد. فكر مي كنيد آخرين چيزي كه يادش مانده بود، چه بود؟ اينكه بزاق دهانش به جوش آمده بود!
با كاهش فشار هواي خارجي، حباب هاي گاز در خون تشكيل مي شوند و طي چند دقيقه به ريه ها آسيب مي رسانند. بعد از آن خون درون رگ هاي بدن به جوش مي آيد، چراكه در نبود فشار هوا، مايعات به سرعت تبخير مي شوند. بعد از چند ساعت گاز نيتروژن محلول در خون آزاد مي شود و به شبكه عصبي انسان آسيب مي زند.
اگر فشار هوا ناگهان به صفر برسد، هواي محبوس در ريه آ نقدر سريع منبسط مي شود كه مي تواند طي چند ثانيه، ريه را بتركاند. اما اگر تحت شرايط ويژه پزشكي و به آرامي در معرض شرايط نزديك به خلأ قرار بگيريد، مي توان تا يك دقيقه هم در معرض آن ماند و آسيب نديد.
گنجايش مغز انسان چقدر است؟
فكر مي كنيد مغز انسان چه حجمي از اطلاعات را مي تواند در خود جاي دهد؟ ركورد حافظه در دست يك فرد چيني است كه پنج سال پيش توانست ۶۷٫۸۹۰ رقم عدد پي رابه ترتيب و از حفظ بنويسد اما دانشمندان معتقدند ظرفيت مغز ما بي انتهاست. در دهه ۱۹۸ ، توماس لندور در تحقيقي به اين نتيجه رسيد كه يك انسان بزرگسال در طول عمر خود ۱۲۵ مگابايت اطلاعات متني و تصويري را در ذهنش ذخيره مي كند كه معادل ۱۰۰ جلد كتاب قطور است اما چطور مي توان اطلاعاتي مثل چند هزار رقم عدد پي را به ذهن سپرد؟
روش استاندارد اين كار، اين است كه به هر عدد چهار رقمي، از ۰۰۰۰ تا ۹۹۹۹ ، يك شيء يا فرد را نسبت بدهيد. وقتي اين كار را به دقت انجام داديد، يك رشته از ا عداد به مجموعه اي از ا فراد و اشياء تبديل مي شود و مي توانيد با آن يك داستان بسازيد. به خاطر سپردن دقيق يك داستان به مراتب ساده تر از حفظ كردن يك عالمه عدد و رقم است!
تا كجا مي شود سرما را تحمل كرد؟
اگر خاستگاه انسا ن ها به جاي آفريقا، قطب شمال بود؛ اين موجود دوپا خيلي راحت مي توانست دماهاي پايين تر را هم تحمل كند؛ اما چه كنيم كه بدن انسان بعد از گذشت اين چندصدهزار سال، هنوز هم به گرماي آفريقا عادت دارد. انسان يك موجود خونگرم است، يعني براي آنكه فعاليت هاي زيستي بدن بدون مشكل انجام شود، دماي بدن بايد حدود ۳۷٫۵ درجه سانتي گراد باقي بماند. اما وقتي در محيط سردي قرار بگيريم، بدن شروع به لرزيدن مي كند و جريان خون به نقاط انتهايي رگ ها قطع مي شود.
اگر دماي دروني بدن دو درجه سانتيگراد پايين تر بيايد، سرمازدگي به سراغ آدم مي آيد؛ سطح هشياري كاهش مي يابد و ضربان قلب ضعيف مي شود تا وقتي دماي درون بدن به ۲۴ درجه سانتيگراد برسد كه قلب از كار مي افتد و انسان مي ميرد. البته ركورد تحمل سرما مربوط به خانمي به نام آنا بگنهام است كه ۸۰ دقيقه در مخلوطي از آب و يخ گيركرده بود و دماي بدنش تا ۱۳٫۷ درجه سانتيگراد افت كرده بود. اما شانس با او همراه بود كه به رغم آنكه تنفس و ضربان قلبش در اين دماي بسيار پايين قطع شده بود، اما مغز او هم به حداقل فعاليت رسيده بود و از آنجا كه به اكسيژن زيادي نياز نداشت، توانست دوام بياورد و زنده بماند.
بدون آب و غذا هم مي شود زنده ماند؟
خيلي ها فكر مي كنند اگر مصرف روزانه آب و غذا قطع شود، آدم تا جاييكه ذخيره چربي، كربوهيدرات و پروتئين داشته باشد، مي تواند به زندگي ادامه دهد؛ اما اين درست نيست! چون براي مصرف چربي نياز به ويتامين هست و اين ويتامين جز از راه غذا به بدن نمي رسد! بنابراين يك آدم چاق فقط براي يكي دو هفته مي تواند زنده بماند و بعد در حاليكه هنوز چاق است، مي ميرد!
تنها چند روز آب نياشاميدن هم كافي است تا فرد بميرد! اما اگر فقط آب و ويتامين به بدن برسد و هيچ غذاي ديگري خورده نشود، مي توان تا يك سال هم زنده ماند. در روزگاران قديم از همين روش براي رژيم غذايي استفاده مي شد كه البته به دليل عوارض جانبي متعدد، اين روش منسوخ شد.
تا چه مدت مي شود نخوابيد؟
بدن انسان نيازهاي فراواني دارد كه عدم تامين آنها به مرگ منجر ميشود. يكي از آنها خوابيدن است كه براي زنده ماندن ضروري است، اما آيا ميدانستيد بيخوابي زودتر از بيغذايي باعث مرگ انسان ميشود!؟ فكر ميكنيد ركورددار بيدار ماندن چه كسي است و براي چه مدت بيدار مانده است؟
چنان كه نيوساينتيست منتشر كرده، رندي گاردنر، پسر ۱۷ ساله اهل سن ديهگو، در روز ۲۸ دسامبر ۱۹۶۳ ساعت ۶ صبح از خواب بيدار شده و تا صبح روز ۸ ژانويه ۱۹۶۴ نخوابيده است، يعني ۱۱ روز كامل بيداري!
۲۶۴ ساعت بيداري گاردنر هنوز هم ركورد علمي نخوابيدن حساب ميشود كه ركورد ۲۶۰ ساعتي قبل از خود را شكست. گزارش بيداري گاردنر را پژوهشگري به نام ويليام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانيد كه اين پژوهشگر سه روز آخر را پا به پاي گاردنر بيدار ماند.
اما در اين مدت براي گاردنر چه اتفاقي افتاد؟ او نوسانات خلقي را تجربه ميكرد، در حافظه و توجه مشكل داشت، هماهنگي عملكردي نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتي دچار توهم شده بود. او بعد از ۱۱ روز بيداري، ۱۴ ساعت خوابيد.
بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هيچ دارويي مصرف نكرده بوده است، اما افرادي اطرافش بودهاند كه او را بيدار نگه ميداشتند.در غير اين صورت، بعد از ۳۶ ساعت نخوابيدن، بيداري سخت ميشود و بعد از ۴۸ ساعت تقريبا ديگر نميتوانيد بيدار ماند.
بايد بدانيد حتي در اين شرايط هم، احتمال زيادي دارد كه براي چند ثانيه، بدون اين كه متوجه شده باشيد يا حتي چشمهايتان را بسته باشيد، خوابيده باشيد. به اين پديده ميكروخواب ميگويند.
كسي نميداند كه گاردنر چه قدر ميكروخواب داشته است. اما مشخص است كه بيخوابي ميتواند منجر به مرگ شود. موشهايي كه بيدار نگه داشته شدند، بعد از ۲ هفته مردند، در حالي كه موشهايي كه گرسنه نگه داشته شدند، بيشتر از اين زنده ماندند!
هيچ سندي مبني بر بيدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعي اختلال بيخوابي به نام بيخوابي خانوادگي مرگآور وجود دارد كه در آن بيماران توانايي خود براي خوابيدن را از دست ميدهند. اين بيماران تا ۳ ماه بيشتر زنده نميمانند.
بدن انسان تا چه شتابي را تحمل مي كند؟
تجربه سواري روي ترن هوايي تجربه عجيبي است، دليلش هم اين است كه شتاب حركت در آنجا زياد است. حداكثر شتابي كه مسافران ترن هوايي تجربه مي كنند، پنج برابر شتاب گرانش در سطح زمين است. بيشتر از اين مقدار خطرناك است، زيرا مي تواند به بيهوشي مسافران منجر شود. اما نه تنها مقدار شتاب كه جهت قرارگرفتن بدن هم تاثيرگذار است. اگر به حالت ايستاده باشيد، اين شتاب موجب مي شود خون به سوي پا رانده شود و با كاهش مقدار خون در مغز، خطر بيهوشي افزايش پيدا كند. پنج تا ۱۰ ثانيه تجربه شتاب چهار تا پنج برابر شتاب جاذبه كافي است تا تجربيات نزديك مرگ به سراغتان بيايد: تونلي از نور و به دنبالش، بيهوشي.
خلبانان با استفاده از لباس ضدشتاب مي توانند تا نه برابرشتاب جاذبه را تحمل كنند اما ركورد جهاني در اين زمينه به دو فرد اختصاص دارد؛ دكتر فلاناگان گري كه با تدابير ويژه و استفاده از مخزن پرفشار آب براي تحمل فشار، توانست شتاب عمودي ۳۱٫۲۵ برابر شتاب جاذبه را تحمل كند. اما درباره فشار افقي، ركورد جهاني متعلق به جان استپ از پيشكسوتان نيروي هوايي ايالات متحده است كه در سال ۱۹۵۴ در مجموعه اي از آزمايش هاي موشكي شركت كرد و توانست تا شتاب ۴۶٫۲ برابر شتاب گرانش را تحمل كند.
تا چه ارتفاعي مي توان نفس كشيد؟
هر چه از سطح زمين ارتفاع مي گيريم، فشار هوا هم كمتر مي شود و كار اكسيژن رساني سيستم تنفس هم سختتر. نسبت به سطح مغز انسان اكسيژن درون بدن بسيار حساس است، بنابراين با كاهش فشار هوا، سردرد و سرگيجه هم شروع مي شود. با حضور طولاني در ارتفاع بالاي پنج هزار متر، بافت ماهيچه اي رو به زوال مي رود و احتمال جمع شدن مايعات درون شش ها و مغزها افزايش مي يابد كه مي تواند كشنده باشد. در ارتفاع بالاتر از ۷۵۰۰ متر، افت اكسيژن آن قدر شديد است كه فرد هشياري خود را از دست مي دهد و حتي ممكن است منجر به مرگ شود.
به همين دليل است كه كوهنوردان براي صعود به ارتفاع هاي بالاتر، خود را براي مقابله با فشار پايين آماده مي كنند و بيشتر از كپسول اكسيژن استفاده مي كنند. اما افراد بسيار كمي هستند كه توانسته اند بدون استفاده از كپسول اكسيژن به قله اورست صعود كنند. ارتفاع اورست ۸۸۴۸ متر است و بابو چيري، با ۲۱ ساعت ماندن در قلها ورست، آ ن هم بدون كپسول اكسيژن در اين مورد ركورددار است. به نظر مي رسد حد نهايي صعود بدون كپسول اكسيژن ارتفاع ۹هزار متري بالاي سطح دريا باشد.
بيشترين وزنه اي كه مي توان بلند كرد چند كيلوگرم است؟
ركورد جهاني بلند كردن وزنه متعلق به وزنه بردار انگليسي اندي بولتون است كه توانست وزنه ۴۵۷٫۵ كيلوگرمي را از زمين بلند كند و تا ران خود بالا بياورد. ركورد جهاني بالا بردن وزنه تا بالاي سر هم متعلق به حسين رضازاده است كه در حركت دوضرب، وزنه ۲۶۳٫۵ كيلوگرم را به بالاي سر برده است. البته اين وزنه برداران سنگين وزن، پنج تا شش بار قوي تر از يك آدم معمولي هستند. يك انسان معمولي به زحمت مي تواند وزنه ۴۵ كيلوگرمي را به بالاي سر ببرد اما يك انسان قوي حداكثر چه وزنه اي را مي تواند بلند كند؟ بررسي روند ركوردزني مسابقات وزنه برداري نشان مي دهد به حد نهايي نزديك شده ايم و بعيد است كسي بتواند وزنه ۵۰۰ كيلوگرمي را از زمين بلند كند، حتي اگر از داروهاي نيروزا استفاده كند.
اما اين محدوديت از كجا ناشي مي شود؟ برخلاف باور عموم كه اسكلت بندي بدن را عامل اين موضوع مي دانند، اين محدوديت به ماهيچه هاي بدن ما بر مي گردد. بيشترين آسيب ديدگي وزنه برداران هم مربوط به پارگي عضله است كه بيشتر در نزديكي تاندون روي مي دهد. جالب اينجاست كه برتري وزنه برداران هم در نحوه كنترل ماهيچه هايشان است. بدن ما مكانيسمي بازدارنده دارد كه با كنترل تعداد بافت هاي ماهيچه اي فعال در هر لحظه، بدن را از آسيب ديدن به هنگام بلند كردن وزنه هاي سنگين حفاظت مي كند. اما وزنه برداران با تمرين مي آموزند كه چطور بر اين سيستم خودايمني پيروز شوند و از بيشترين توان ماهيچه اي براي بلندكردن وزنه استفاده كنند. البته توانايي هاي ژنتيكي را هم نبايد از ياد برد.
چقدر تشعشع، انسان را مي كشد؟
يك رويداد واقعي مي تواند پاسخ اين سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به يك مركز پزشكي متروك در گويان برزيل دستبرد زدند و بعضي از تجهيزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طي يك روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگيجه شديد دچار شدند. دليل اين مشكلات هم اين بود كه يكي از ابزارهايي كه به سرقت برده بودند، حاوي يك منبع قوي راديواكتيو به نام نمك كلريد سزيوم بود كه براي درمان بيماران سرطاني به كار مي رفت. يك سمسار محلي به نام دواير فري هرا اين ابزار را خريد و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبي اي شده بود كه شب هنگام از پودر درون اين جسم تابيده مي شد. او ابزار را در اتاق نشيمن خانه گذاشت و خانواده و فاميل را به تماشاي اين گوهر زيبا دعوت كرد!
مهمانان هم اين ماده را لمس كردند و آن را مثل كرم ضدآفتاب به پوست خود ماليدند، حتي بخشي از اين كلريد سزيوم را با خود به خانه هايشان بردند، اما طي يك ماه، همسر فري هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از كارمندانش از سندرم حاد تشعشعي مردند و سرجمع ۴۹ نفربه تشعشعات راديواكتيو آلوده شدند. دوز تشعشعي كه اين افراد طي چند روز دريافت كرده بودند، بين ۴٫۵ تا ۶ سيور بود. هر سيور معادل مقدار تشعشعي است كه به هر كيلوگرم از جرم فرد دريافت كننده، مي تواند يك ژول انرژي منتقل كند. اين درحالي است كه در حالت طبيعي، ما سالانه ۲٫۴ هزارم سيور تشعشع طبيعي را از موادي مانند رادون دريافت مي كنيم كه البته آسيب رسان نيست؛ حال حساب كنيد شدت تشعشعي كه اين افراد بخت برگشته طي چند روز دريافت كرده اند، به چه اندازه خطرناك است.
محاسبات دانشمندان نشان مي دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود ۲ سيور است و در تشعشع ۶ سيوري، مرگ حتمي خواهد بود! ا ما خود فري هرا كه تحت تشعشع ۷سيوري قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال ۱۹۷۴ درا ثر مصرف مشروبات ا لكلي جان سپرد شايد دليل جان به در بردن فري هرا ا ز تشعشع، اين بود كه او بيشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و اين، به سلو ل هاي بدنش فرصت مي داد تا بخشي از صدمات ناشي از تشعشع را بهبود بخشند.
چند دقيقه مي توان نفس را در سينه حبس كرد؟
خيلي ها نمي توانند بيشتر از يك دقيقه نفس نكشند، اما استفان ميفسود در خرداد سال گذشته توانست ۱۱ دقيقه و ۳۵ ثانيه نفسش را در سينه حبس كند و ركورد جهاني نفس در سينه حبس كردن را به دست آورد. البته او اين كار را در زير سطح آب انجام داد.
وقتي نفس نكشيم، واكنش هايي غير ارادي در بدن آغاز مي شود كه تنفس دوباره آغاز شود و اكسيژن به بدن برسد. اما وقتي سر را به زير آب مي بريم، مثل ديگر پستانداران واكنش هايي طبيعي در بدن آغاز مي شود؛ رگ هاي سطحي خون منقبض مي شوند و جريان خون در نقاط انتهايي بدن، كاهش مي يابد و در مقابل، خون بيشتري به قلب و مغز مي رسد. ضربان قلب ضعيف تر مي شود و با كندتر شدن گردش خون، اكسيژن كمتري هم در ديگر اندام هاي بدن مصرف مي شود.
ركوردداران حرفه اي قبل از حبس كردن نفس، تنفس هاي عميق و سريعي را ا نجام مي دهند تا سطح اكسيژن خون را افزايش و سطح دي اكسيدكربن را كاهش دهند. مغز ما، زمان واكنش نفس نفس زدن را با سطح دي اكسيدكربن موجود در خون تنظيم مي كند؛ بنابراين با تنفس عميق و سريع، سطح دي اكسيدكربن خون آ نقدر پايين مي آيد كه زمان قابل توجهي را در اختيار افراد قرار دهد. با تمرين هاي فراوان، شش هاي فرد هم بزرگتر مي شود و دانشمندان معتقدند مي توان به زمان نفس نكشيدن ۱۵ دقيقه نيز دست پيدا كرد.
برچسب: ،
2-چند ثانيه مي توان در شرايط خلأ دوام آورد؟
3-گنجايش مغز انسان چقدر است؟
4-تا كجا مي شود سرما را تحمل كرد؟
5-بدون آب و غذا هم مي شود زنده ماند؟
6-تا چه مدت مي شود نخوابيد؟
7-بدن انسان تا چه شتابي را تحمل مي كند؟
8-تا چه ارتفاعي مي توان نفس كشيد؟
9-بيشترين وزنه اي كه مي توان بلند كرد چند كيلوگرم است؟
10-چقدر تشعشع، انسان را مي كشد؟
11-چند دقيقه مي توان نفس را در سينه حبس كرد؟
برگرفته شده از وبلاگ كلاس درس در منزل:
http://4student.blogfa.com/post-77.aspx
بيشترين سرعت دويدن يك انسان چقدر است؟
شايد تا چند سال ديگر، فدراسيون جهاني دو و ميداني مجبور شود مسابقات دوي سرعت را براي هميشه لغوكند؛ چرا؟ چون ورزشكاران تنها يك دهم ثانيه با حد نهايت سرعت انسان فاصله دارند.
يك انسان در سريع ترين حالت نمي تواند ۱۰۰ متر را در ۹ ثانيه طي كند. در حال حاضر، ركورد جهاني مسابقات دوي سرعت در اختيار اوساين بولت است كه يكصد متر را در ۹٫۵۸ ثانيه طي كرده و كافي است كمي بيشتر تلاش كند تا سريع ترين مرد تمام تاريخ لقب بگيرد.
حالا اين عدد ۹٫۵۸ ثانيه از كجا آمده؟ سرعت يك دونده به نسبت قدرت و وزن او بستگي دارد. اگر ورزشكار ريزنقش باشد، وزن كمتري دارد و سريعتر شتاب مي گيرد؛ اما دست و پاهايش كوچكتر است و اين به نفع سرعت نيست. اگر بدن حجيم تري داشته باشد، دست و پاهايش بلندتر است و سرعتش هم بالطبع بيشتر مي شود؛ ا ما به انرژي و قدرت بيشتري نياز خواهد داشت. در عين حال نقطه اي بينابين وجود دارد كه همه اين عوامل به بهترين يكنواختي با يكديگر مي رسند و در همين حالت است كه حد نهايي سرعت به دست مي آيد.
چند ثانيه مي توان در شرايط خلأ دوام آورد؟
متاسفانه پاسخ دقيقي براي اين پرسش وجود ندارد. در سال ۱۹۷۱ سه كيهان نورد روسي فضاپيماي سايوز ۱۱ در حال بازگشت به زمين بودند كه در ارتفاع ۱۶۸ كيلومتري از سطح زمين، دريچه كنترل فشار كابين دچار نقص فني شد و براي ۱۱ دقيقه و ۴۰ ثانيه، فشار داخل كابين به صفر رسيد. بررسي مشخص كرد كه فضانوردان طي ۳۰ تا ۴۰ ثانيه اول فشار، به دليل افت شـديد اكسيژن در بافت هاي مغز، جان سپردند. دليلش هم ساده است؛ براي انتقال اكسيژن به بافت هاي مغزي، هم بايد اكسيژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!
البته اگر شرايط خلأ براي زمان محدودتري اتفاق بيفتد، مي توان جان سالم به در برد. در سال ۱۹۶۶ يكي از مهندسان ناسا مشغول آزمايش يك لباس فضايي در اتاقك خلأ بود كه ناگهان فشار اتاق به شرايط مشابه ارتفاع ۳۶٫۵ كيلومتري تغيير كرد و عملا به صفر رسيد! هرچند ديگر افراد، خيلي زود عكس العمل نشان دادند و فشار را در كمتر از ۳۰ ثانيه به حالت عادي برگرداندند، اما اين مهندس بعد از ۱۲ تا ۱۵ ثانيه از هوش رفت و ۲۷ ثانيه بعد به هوش آمد. فكر مي كنيد آخرين چيزي كه يادش مانده بود، چه بود؟ اينكه بزاق دهانش به جوش آمده بود!
با كاهش فشار هواي خارجي، حباب هاي گاز در خون تشكيل مي شوند و طي چند دقيقه به ريه ها آسيب مي رسانند. بعد از آن خون درون رگ هاي بدن به جوش مي آيد، چراكه در نبود فشار هوا، مايعات به سرعت تبخير مي شوند. بعد از چند ساعت گاز نيتروژن محلول در خون آزاد مي شود و به شبكه عصبي انسان آسيب مي زند.
اگر فشار هوا ناگهان به صفر برسد، هواي محبوس در ريه آ نقدر سريع منبسط مي شود كه مي تواند طي چند ثانيه، ريه را بتركاند. اما اگر تحت شرايط ويژه پزشكي و به آرامي در معرض شرايط نزديك به خلأ قرار بگيريد، مي توان تا يك دقيقه هم در معرض آن ماند و آسيب نديد.
گنجايش مغز انسان چقدر است؟
فكر مي كنيد مغز انسان چه حجمي از اطلاعات را مي تواند در خود جاي دهد؟ ركورد حافظه در دست يك فرد چيني است كه پنج سال پيش توانست ۶۷٫۸۹۰ رقم عدد پي رابه ترتيب و از حفظ بنويسد اما دانشمندان معتقدند ظرفيت مغز ما بي انتهاست. در دهه ۱۹۸ ، توماس لندور در تحقيقي به اين نتيجه رسيد كه يك انسان بزرگسال در طول عمر خود ۱۲۵ مگابايت اطلاعات متني و تصويري را در ذهنش ذخيره مي كند كه معادل ۱۰۰ جلد كتاب قطور است اما چطور مي توان اطلاعاتي مثل چند هزار رقم عدد پي را به ذهن سپرد؟
روش استاندارد اين كار، اين است كه به هر عدد چهار رقمي، از ۰۰۰۰ تا ۹۹۹۹ ، يك شيء يا فرد را نسبت بدهيد. وقتي اين كار را به دقت انجام داديد، يك رشته از ا عداد به مجموعه اي از ا فراد و اشياء تبديل مي شود و مي توانيد با آن يك داستان بسازيد. به خاطر سپردن دقيق يك داستان به مراتب ساده تر از حفظ كردن يك عالمه عدد و رقم است!
تا كجا مي شود سرما را تحمل كرد؟
اگر خاستگاه انسا ن ها به جاي آفريقا، قطب شمال بود؛ اين موجود دوپا خيلي راحت مي توانست دماهاي پايين تر را هم تحمل كند؛ اما چه كنيم كه بدن انسان بعد از گذشت اين چندصدهزار سال، هنوز هم به گرماي آفريقا عادت دارد. انسان يك موجود خونگرم است، يعني براي آنكه فعاليت هاي زيستي بدن بدون مشكل انجام شود، دماي بدن بايد حدود ۳۷٫۵ درجه سانتي گراد باقي بماند. اما وقتي در محيط سردي قرار بگيريم، بدن شروع به لرزيدن مي كند و جريان خون به نقاط انتهايي رگ ها قطع مي شود.
اگر دماي دروني بدن دو درجه سانتيگراد پايين تر بيايد، سرمازدگي به سراغ آدم مي آيد؛ سطح هشياري كاهش مي يابد و ضربان قلب ضعيف مي شود تا وقتي دماي درون بدن به ۲۴ درجه سانتيگراد برسد كه قلب از كار مي افتد و انسان مي ميرد. البته ركورد تحمل سرما مربوط به خانمي به نام آنا بگنهام است كه ۸۰ دقيقه در مخلوطي از آب و يخ گيركرده بود و دماي بدنش تا ۱۳٫۷ درجه سانتيگراد افت كرده بود. اما شانس با او همراه بود كه به رغم آنكه تنفس و ضربان قلبش در اين دماي بسيار پايين قطع شده بود، اما مغز او هم به حداقل فعاليت رسيده بود و از آنجا كه به اكسيژن زيادي نياز نداشت، توانست دوام بياورد و زنده بماند.
بدون آب و غذا هم مي شود زنده ماند؟
خيلي ها فكر مي كنند اگر مصرف روزانه آب و غذا قطع شود، آدم تا جاييكه ذخيره چربي، كربوهيدرات و پروتئين داشته باشد، مي تواند به زندگي ادامه دهد؛ اما اين درست نيست! چون براي مصرف چربي نياز به ويتامين هست و اين ويتامين جز از راه غذا به بدن نمي رسد! بنابراين يك آدم چاق فقط براي يكي دو هفته مي تواند زنده بماند و بعد در حاليكه هنوز چاق است، مي ميرد!
تنها چند روز آب نياشاميدن هم كافي است تا فرد بميرد! اما اگر فقط آب و ويتامين به بدن برسد و هيچ غذاي ديگري خورده نشود، مي توان تا يك سال هم زنده ماند. در روزگاران قديم از همين روش براي رژيم غذايي استفاده مي شد كه البته به دليل عوارض جانبي متعدد، اين روش منسوخ شد.
تا چه مدت مي شود نخوابيد؟
بدن انسان نيازهاي فراواني دارد كه عدم تامين آنها به مرگ منجر ميشود. يكي از آنها خوابيدن است كه براي زنده ماندن ضروري است، اما آيا ميدانستيد بيخوابي زودتر از بيغذايي باعث مرگ انسان ميشود!؟ فكر ميكنيد ركورددار بيدار ماندن چه كسي است و براي چه مدت بيدار مانده است؟
چنان كه نيوساينتيست منتشر كرده، رندي گاردنر، پسر ۱۷ ساله اهل سن ديهگو، در روز ۲۸ دسامبر ۱۹۶۳ ساعت ۶ صبح از خواب بيدار شده و تا صبح روز ۸ ژانويه ۱۹۶۴ نخوابيده است، يعني ۱۱ روز كامل بيداري!
۲۶۴ ساعت بيداري گاردنر هنوز هم ركورد علمي نخوابيدن حساب ميشود كه ركورد ۲۶۰ ساعتي قبل از خود را شكست. گزارش بيداري گاردنر را پژوهشگري به نام ويليام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانيد كه اين پژوهشگر سه روز آخر را پا به پاي گاردنر بيدار ماند.
اما در اين مدت براي گاردنر چه اتفاقي افتاد؟ او نوسانات خلقي را تجربه ميكرد، در حافظه و توجه مشكل داشت، هماهنگي عملكردي نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتي دچار توهم شده بود. او بعد از ۱۱ روز بيداري، ۱۴ ساعت خوابيد.
بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هيچ دارويي مصرف نكرده بوده است، اما افرادي اطرافش بودهاند كه او را بيدار نگه ميداشتند.در غير اين صورت، بعد از ۳۶ ساعت نخوابيدن، بيداري سخت ميشود و بعد از ۴۸ ساعت تقريبا ديگر نميتوانيد بيدار ماند.
بايد بدانيد حتي در اين شرايط هم، احتمال زيادي دارد كه براي چند ثانيه، بدون اين كه متوجه شده باشيد يا حتي چشمهايتان را بسته باشيد، خوابيده باشيد. به اين پديده ميكروخواب ميگويند.
كسي نميداند كه گاردنر چه قدر ميكروخواب داشته است. اما مشخص است كه بيخوابي ميتواند منجر به مرگ شود. موشهايي كه بيدار نگه داشته شدند، بعد از ۲ هفته مردند، در حالي كه موشهايي كه گرسنه نگه داشته شدند، بيشتر از اين زنده ماندند!
هيچ سندي مبني بر بيدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعي اختلال بيخوابي به نام بيخوابي خانوادگي مرگآور وجود دارد كه در آن بيماران توانايي خود براي خوابيدن را از دست ميدهند. اين بيماران تا ۳ ماه بيشتر زنده نميمانند.
بدن انسان تا چه شتابي را تحمل مي كند؟
تجربه سواري روي ترن هوايي تجربه عجيبي است، دليلش هم اين است كه شتاب حركت در آنجا زياد است. حداكثر شتابي كه مسافران ترن هوايي تجربه مي كنند، پنج برابر شتاب گرانش در سطح زمين است. بيشتر از اين مقدار خطرناك است، زيرا مي تواند به بيهوشي مسافران منجر شود. اما نه تنها مقدار شتاب كه جهت قرارگرفتن بدن هم تاثيرگذار است. اگر به حالت ايستاده باشيد، اين شتاب موجب مي شود خون به سوي پا رانده شود و با كاهش مقدار خون در مغز، خطر بيهوشي افزايش پيدا كند. پنج تا ۱۰ ثانيه تجربه شتاب چهار تا پنج برابر شتاب جاذبه كافي است تا تجربيات نزديك مرگ به سراغتان بيايد: تونلي از نور و به دنبالش، بيهوشي.
خلبانان با استفاده از لباس ضدشتاب مي توانند تا نه برابرشتاب جاذبه را تحمل كنند اما ركورد جهاني در اين زمينه به دو فرد اختصاص دارد؛ دكتر فلاناگان گري كه با تدابير ويژه و استفاده از مخزن پرفشار آب براي تحمل فشار، توانست شتاب عمودي ۳۱٫۲۵ برابر شتاب جاذبه را تحمل كند. اما درباره فشار افقي، ركورد جهاني متعلق به جان استپ از پيشكسوتان نيروي هوايي ايالات متحده است كه در سال ۱۹۵۴ در مجموعه اي از آزمايش هاي موشكي شركت كرد و توانست تا شتاب ۴۶٫۲ برابر شتاب گرانش را تحمل كند.
تا چه ارتفاعي مي توان نفس كشيد؟
هر چه از سطح زمين ارتفاع مي گيريم، فشار هوا هم كمتر مي شود و كار اكسيژن رساني سيستم تنفس هم سختتر. نسبت به سطح مغز انسان اكسيژن درون بدن بسيار حساس است، بنابراين با كاهش فشار هوا، سردرد و سرگيجه هم شروع مي شود. با حضور طولاني در ارتفاع بالاي پنج هزار متر، بافت ماهيچه اي رو به زوال مي رود و احتمال جمع شدن مايعات درون شش ها و مغزها افزايش مي يابد كه مي تواند كشنده باشد. در ارتفاع بالاتر از ۷۵۰۰ متر، افت اكسيژن آن قدر شديد است كه فرد هشياري خود را از دست مي دهد و حتي ممكن است منجر به مرگ شود.
به همين دليل است كه كوهنوردان براي صعود به ارتفاع هاي بالاتر، خود را براي مقابله با فشار پايين آماده مي كنند و بيشتر از كپسول اكسيژن استفاده مي كنند. اما افراد بسيار كمي هستند كه توانسته اند بدون استفاده از كپسول اكسيژن به قله اورست صعود كنند. ارتفاع اورست ۸۸۴۸ متر است و بابو چيري، با ۲۱ ساعت ماندن در قلها ورست، آ ن هم بدون كپسول اكسيژن در اين مورد ركورددار است. به نظر مي رسد حد نهايي صعود بدون كپسول اكسيژن ارتفاع ۹هزار متري بالاي سطح دريا باشد.
بيشترين وزنه اي كه مي توان بلند كرد چند كيلوگرم است؟
ركورد جهاني بلند كردن وزنه متعلق به وزنه بردار انگليسي اندي بولتون است كه توانست وزنه ۴۵۷٫۵ كيلوگرمي را از زمين بلند كند و تا ران خود بالا بياورد. ركورد جهاني بالا بردن وزنه تا بالاي سر هم متعلق به حسين رضازاده است كه در حركت دوضرب، وزنه ۲۶۳٫۵ كيلوگرم را به بالاي سر برده است. البته اين وزنه برداران سنگين وزن، پنج تا شش بار قوي تر از يك آدم معمولي هستند. يك انسان معمولي به زحمت مي تواند وزنه ۴۵ كيلوگرمي را به بالاي سر ببرد اما يك انسان قوي حداكثر چه وزنه اي را مي تواند بلند كند؟ بررسي روند ركوردزني مسابقات وزنه برداري نشان مي دهد به حد نهايي نزديك شده ايم و بعيد است كسي بتواند وزنه ۵۰۰ كيلوگرمي را از زمين بلند كند، حتي اگر از داروهاي نيروزا استفاده كند.
اما اين محدوديت از كجا ناشي مي شود؟ برخلاف باور عموم كه اسكلت بندي بدن را عامل اين موضوع مي دانند، اين محدوديت به ماهيچه هاي بدن ما بر مي گردد. بيشترين آسيب ديدگي وزنه برداران هم مربوط به پارگي عضله است كه بيشتر در نزديكي تاندون روي مي دهد. جالب اينجاست كه برتري وزنه برداران هم در نحوه كنترل ماهيچه هايشان است. بدن ما مكانيسمي بازدارنده دارد كه با كنترل تعداد بافت هاي ماهيچه اي فعال در هر لحظه، بدن را از آسيب ديدن به هنگام بلند كردن وزنه هاي سنگين حفاظت مي كند. اما وزنه برداران با تمرين مي آموزند كه چطور بر اين سيستم خودايمني پيروز شوند و از بيشترين توان ماهيچه اي براي بلندكردن وزنه استفاده كنند. البته توانايي هاي ژنتيكي را هم نبايد از ياد برد.
چقدر تشعشع، انسان را مي كشد؟
يك رويداد واقعي مي تواند پاسخ اين سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به يك مركز پزشكي متروك در گويان برزيل دستبرد زدند و بعضي از تجهيزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طي يك روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگيجه شديد دچار شدند. دليل اين مشكلات هم اين بود كه يكي از ابزارهايي كه به سرقت برده بودند، حاوي يك منبع قوي راديواكتيو به نام نمك كلريد سزيوم بود كه براي درمان بيماران سرطاني به كار مي رفت. يك سمسار محلي به نام دواير فري هرا اين ابزار را خريد و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبي اي شده بود كه شب هنگام از پودر درون اين جسم تابيده مي شد. او ابزار را در اتاق نشيمن خانه گذاشت و خانواده و فاميل را به تماشاي اين گوهر زيبا دعوت كرد!
مهمانان هم اين ماده را لمس كردند و آن را مثل كرم ضدآفتاب به پوست خود ماليدند، حتي بخشي از اين كلريد سزيوم را با خود به خانه هايشان بردند، اما طي يك ماه، همسر فري هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از كارمندانش از سندرم حاد تشعشعي مردند و سرجمع ۴۹ نفربه تشعشعات راديواكتيو آلوده شدند. دوز تشعشعي كه اين افراد طي چند روز دريافت كرده بودند، بين ۴٫۵ تا ۶ سيور بود. هر سيور معادل مقدار تشعشعي است كه به هر كيلوگرم از جرم فرد دريافت كننده، مي تواند يك ژول انرژي منتقل كند. اين درحالي است كه در حالت طبيعي، ما سالانه ۲٫۴ هزارم سيور تشعشع طبيعي را از موادي مانند رادون دريافت مي كنيم كه البته آسيب رسان نيست؛ حال حساب كنيد شدت تشعشعي كه اين افراد بخت برگشته طي چند روز دريافت كرده اند، به چه اندازه خطرناك است.
محاسبات دانشمندان نشان مي دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود ۲ سيور است و در تشعشع ۶ سيوري، مرگ حتمي خواهد بود! ا ما خود فري هرا كه تحت تشعشع ۷سيوري قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال ۱۹۷۴ درا ثر مصرف مشروبات ا لكلي جان سپرد شايد دليل جان به در بردن فري هرا ا ز تشعشع، اين بود كه او بيشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و اين، به سلو ل هاي بدنش فرصت مي داد تا بخشي از صدمات ناشي از تشعشع را بهبود بخشند.
چند دقيقه مي توان نفس را در سينه حبس كرد؟
خيلي ها نمي توانند بيشتر از يك دقيقه نفس نكشند، اما استفان ميفسود در خرداد سال گذشته توانست ۱۱ دقيقه و ۳۵ ثانيه نفسش را در سينه حبس كند و ركورد جهاني نفس در سينه حبس كردن را به دست آورد. البته او اين كار را در زير سطح آب انجام داد.
وقتي نفس نكشيم، واكنش هايي غير ارادي در بدن آغاز مي شود كه تنفس دوباره آغاز شود و اكسيژن به بدن برسد. اما وقتي سر را به زير آب مي بريم، مثل ديگر پستانداران واكنش هايي طبيعي در بدن آغاز مي شود؛ رگ هاي سطحي خون منقبض مي شوند و جريان خون در نقاط انتهايي بدن، كاهش مي يابد و در مقابل، خون بيشتري به قلب و مغز مي رسد. ضربان قلب ضعيف تر مي شود و با كندتر شدن گردش خون، اكسيژن كمتري هم در ديگر اندام هاي بدن مصرف مي شود.
ركوردداران حرفه اي قبل از حبس كردن نفس، تنفس هاي عميق و سريعي را ا نجام مي دهند تا سطح اكسيژن خون را افزايش و سطح دي اكسيدكربن را كاهش دهند. مغز ما، زمان واكنش نفس نفس زدن را با سطح دي اكسيدكربن موجود در خون تنظيم مي كند؛ بنابراين با تنفس عميق و سريع، سطح دي اكسيدكربن خون آ نقدر پايين مي آيد كه زمان قابل توجهي را در اختيار افراد قرار دهد. با تمرين هاي فراوان، شش هاي فرد هم بزرگتر مي شود و دانشمندان معتقدند مي توان به زمان نفس نكشيدن ۱۵ دقيقه نيز دست پيدا كرد.
برچسب: ،
امتیاز:
بازدید: